انواع نظام‌های فرهنگی‌ بر اساس تفاوت در الگوی‌آرمانی

برای دسته بندی انواع نظام‌های فرهنگی معیارهای متفاوتی را می‌توان به کاربست. به تعبیر شهید صدر الگوی آرمانی یک جامعه در حقیقت غرض نهایی افراد جامعه است و این الگو عامل انسجام بخش به جامعه و به عبارت دیگر عامل ایجاد فرهنگ‌ کلی جامعه است. پس در یک دسته بندی اولیه می‌توان نظام‌های فرهنگی جوامع مختلف را براساس الگوهای آرمانی آن‌ها تقسیم کرد.

از نظر شهید صدر انتخاب الگوی آرمانی(چه فردی و چه جمعی) فطری است و بشر به‌طور طبیعی یک الگوی آرمانی انتخاب می‌کند. ایشان براساس مفهوم «اله» در قرآن، 1- الگوهای پست، 2- الگوهای برگرفته از آرمان‌های محدود و 3- الگوی مطلق و حقیقی را به‌عنوان سه نوع الگوی آرمانی ذکر می‌کند و بر اساس شواهد قرآن به توضیح تفصیلی هرکدام از این الگوها می‌پردازد. با الهام از این مباحث به نظر می‌رسد که می‌توان هرکدام از این الگو‌ها را هسته اصلی انسجام بخش و سازنده سه نوع نظام فرهنگی مختلف و به تبع آن عامل تحقق سه نوع جامعه مختلف دانست.

 

1-   فرهنگ محافظه کارانه

الکوهای پست الگوهایی هستند که منجر به برساخت نظام فرهنگی محافظه کارانه می‌گردند. منظور از الگوهای پست، الگوهایی است که تصور آن‌ها از واقعیت موجود دریافت می‌شود. به عبارت دیگر، این الگو از شرایط و ویژگی‌های واقعیتی که گروه بشری در آن زندگی می‌کنند (با همه محدودیت‌ها، قیدها و شئون آن) انتزاع می‌شود. در ادبیات قرآن علل انتخاب چنین الگوهایی انس و عادت و حاکمیت فرعونی بیان شده است.

امت‌های مختلف به‌واسطه انس و الفتی که با الگوهای موجود خود داشته و تنبلی و بی‌ارادگی خود، در مقابل دعوت انبیاء علیهم‌السلام مقاومت می‌کردند و پیروی از الگوهای پست خود را که از پدران خود به ارث برده بودند بر پیروی از الگوی حقیقی معرفی‌شده توسط انبیاء علیهم‌السلام ترجیح می‌دادند و این‌گونه بیان می‌کردند: «وَإِذَا قِيلَ لَهُمُ اتَّبِعُوا مَا أَنْزَلَ اللَّهُ قَالُوا بَلْ نَتَّبِعُ مَا أَلْفَيْنَا عَلَيْهِ آبَاءَنَا أَوَلَوْ كَانَ آبَاؤُهُمْ لَا يَعْقِلُونَ شَيْئًا وَلَا يَهْتَدُونَ»: و چون به آنان گفته شود از آنچه خدا نازل كرده است پيروى كنيد می‌گویند نه بلكه از چيزى كه پدران خود را بر آن یافته‌ایم پيروى می‌کنیم آيا هر چند پدرانشان چيزى را درك نمی‌کرده و به راه صواب نمی‌رفته‌اند [بازهم درخور پيروى هستند](بقره/170)

علت بعدی تن دادن به الگوهای پست، از نظر قرآن کریم حاکمیت فرعونی است. چراکه ائمه ظلم و طاغوت‌ها، هرگاه بر کانون قدرت تسلط می‌یابند، هر نوع عبور از وضعیتی را که بر آن سلطه دارند و هرگونه نگاه به آینده را تزلزل در موجودیت و حرکتی بر ضد مراکز قدرت خود می‌بینند. به همین خاطر است که مصلحت فرعون، در این است که چشم مردم را به وضع موجود بدوزد و واقعیتی را که در آن زندگی می‌کنند، به امری مطلق، یا همان «اله» و الگویی آرمانی تبدیل کند که امکان عبور از آن نیست. فرعون به همین دلیل سعی می‌کند مردم را در جهان‌بینی خودش قرار دهد. «قَالَ فِرْعَوْنُ مَا أُرِيكُمْ إِلَّا مَا أَرَى وَمَا أَهْدِيكُمْ إِلَّا سَبِيلَ الرَّشَادِ» :(… فرعون گفت جز آنچه می‌بینم به شما نمی‌نمایم و شمارا جز به راه راست راهبر نيستم)(غافر/29)

پس به طور کلی اگر الگوی آرمانی جامعه از واقعیت موجود انتزاع شده باشد به این معناست که آن محتوای درونی و وجود ذهنی انسان نتوانسته از سطح واقعیت موجود زندگی فراتر برود. این الگوی آرمانی، فرهنگی را می‌سازد که پویایی خود را از دست داده است و حالتی تکراری در شیوه زندگی ایجاد می‌کند. این عادت به وضع موجود رفته رفته آن‌ها را با مرتبه مادی مأنوس کرده و نیازهای مادی را بر اذهان مسلط می‌کند. در نتیجه تاریخ به عنوان مظهر تطور فرهنگ و جامعه دیگر چیزی بیشتر از تکرار گذشته نخواهد شد و عناصر سازنده چنین فرهنگی تنها به سنت‌های ایستای گذشته فرو کاسته می‌شود، سنت‌هایی که معنای اصیل آن‌ها نیز فراموش شده‌است و تنها صورتی مادی از آن‌ها باقی مانده. لذا زمینه برای سلطه مرام فرعونی و بهره کشی ظالمانه از چنین جامعه‌ای فراهم می‌شود. چرا که تبیین و پیشبینی رفتاری که از نیاز مادی صرف برخواسته باشد آسان است و به تبع سلطه و کنترل چنین رفتاری نیز راحت.

 

2-  فرهنگ محدود

الگوهای برگرفته از آرمان‌های محدود الگوهایی هستند که از آرزوهای امت و چشم‌انداز آن برای آینده اقتباس می‌شوند؛ آن‌ها چشم‌اندازی به آینده بوده و گامی به‌سوی نو شدن، ابداع و تحول به شمار می‌روند، ولی این الگوها تنها از یک گام روبه جلو و بخشی از راه طولانی پیش رو، برگرفته شده‌اند. چراکه آرزوها و آرمان‌های یک امت، آرزوهایی محدود و مقیدند و بر اساس نگاه آینده‌نگری محدود شکل‌گرفته‌اند. اما مشکل اصلی این است که افراد این الگوهای محدود را به‌عنوان الگوهای مطلق خود تلقی کرده و به‌صورت عمودی و افقی تعمیم می‌دهند. تعمیم افقی زمانی اتفاق می‌افتد که الگوی انتخاب شده همانند آزادی را دربرگیرنده تمام ارزش‌های انسانی بپندارند و تعمیم عمودی زمانی است که الگوهای محدود که الگویی برگرفته از گامی محدود درگذر زمان هستند، به الگوی آرمانی و مطلق تبدیل می‌شود. این الگوها خیلی زود به آخر خط خود می‌رسند و همین الگوی آرمانی محدود تبدیل به الگوی پست می‌شود.

این الگو منجر به برساخت نظام فرهنگی محدود می‌گردد. در این نظام فرهنگی، الگوی آرمانی، تکراری و مربوط به روزمره نیست و متوجه چشم‌اندازی برای آینده است اما امری اصیل و مطلق هم نیست بلکه محدود و جزئی است. چرا که وجود ذهنی انسان محدود است. لذا در بادی امر باعث تحرک جامعه می‌شود اما پس از دستیابی به آن خود دچار روزمرگی می‌گردد. شهید صدر با استفاده از آیات قرآن اعضای این فرهنگ را مانند کسانی عنوان می‌کند که به دنبال سراب هستند یا آنان را مانند عنکبوتی تصویر می‌کند که برای خود خانه‌ای با تار می‌سازند. این فرهنگ در ابتدا دارای پویایی و تحرک است اما رفته رفته راکد می‌گردد و عامل انسجام بخش آن صرفاً قدرت سیاسی است و مردم که در قبل عامل حرکت و پیشرفت جامعه بودند اکنون تبدیل به افرادی مطیع می‌گردند که تنها باید از قوانین به درستی پیروی کنند قوانینی که از سوی نظام سیاسی یا به تعبیر قرآن سادات و کُبَراء امت صادر می‌شود. در چنین جامعه‌ای با گذر زمان قدرت سیاسی در یک طبقه محصور می‌شود و آرمان محدود رفته رفته به آرمان روزمره تبدیل می‌گردد که در نتیجه همان سرنوشت قبل تکرار می‌گردد که همان حاکم شدن ستمگران و عناصر کثیف بر جامعه است.

 

3- فرهنگ توحیدی

در این فرهنگ الگوی آرمانی یک امر ذهنی مشخص که محصول انسان باشد نیست بلکه یک موجود مطلق در عالم خارج است که دارای قدرت مطلق، علم مطلق و عدل مطلق است. این الگوی آرمانی همان خداوند است و این فرهنگ همان فرهنگ توحیدی است که علاه بر اینکه جامعه را از افتادن در ورطه‌ی روزمرگی حفظ می‌کند دو تغییر اساسی در روند حرکت جامعه ایجاد می‌کند یکی  تغییر کمّی است که طبق آن، راه به سوی الگوی حقیقی، راهی بی انتها خواهد بود زیرا بندها را گشوده و مرزهای ساختگی را بر می‌دارد. تغییر دوم،  تغییر کیفی است که براساس آن تضاد و تعارض درونی انسان به شکلی واقعی حل می‌شود چرا که به انسان احساس مسئولیت واقعی نسبت به این الگو می‌بخشد. شهید صدر در توضیح کارکرد فرهنگ توحیدی بیان می‌کند که انسان همواره به اقتضای درون مایه و ترکیب وجودی اش در تضاد بین امیال مادی و اخلاق خدایی خود است. این تناقض و جدل تنها یک راه حل دارد و آن هم احساس مسئولیت است. احساس مسئولیتی عینی و واقعی که فقط الگویی آرمانی که خود، برتر از انسان باشد میتواند آن را ایجاد کند.

شهید صدر شرایطی را برای پذیرش الگوی آرمانی حقیقی مشخص می‌کنند. این شرایط را می‌توان برخی از باورهای اساسی نظام فرهنگی در اسلام دانست. ایشان چهار شرط را این‌گونه بیان می‌کنند: 1- بینش فکری و عقیدتی روشن و واضح نسبت به این الگوی آرمانی(توحید) 2- توانی روحی و برگرفته از این الگوی متعالی به‌عنوان پشتوانه و نیروی حرکت دائمی اراده بشر(معاد) 3- وجود پیامبران به عنوان ارائه دهندگان برنامه حقیقی این حرکت دائمی(نبوت) و 4- وجود رهبرانی به عنوان پیشوایان هدایت جهت محفاظت این حرکت دائمی از انحراف (امامت)

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

منابع:

صدر، محمدباقر، اسلام راهبر زندگی،مکتب اسلام، رسالت ما. ترجمه سید مهدی زندیه، قم: انتشارات دارالصدر، 1393.

صدر، محمدباقر، پژوهش‌های قرآنی، ترجمه سید جلال میر آقایی، قم: انتشارات دارالصدر، 1395.

صدر، محمدباقر، فلسفتنا، ترجمه سید ابوالقاسم حسینی ژرفا،  قم: انتشارات دارالصدر، 1393.

نوشته مرتبط

Leave a Comment

تصویر بالا و پایین صفحه
Layer _white
علوم انسانی اسلامی از اندیشه تا زندگی