مؤلفه‌های اساسی اقتصاد اسلامی در اندیشه رهبرانقلاب

رهبر معظم انقلاب مدظله‌العالی در تبیین مؤلفه‌های اصلی اقتصاد مطلوب اسلام به دو مؤلفۀ اساسی «رفاه عمومی» و «عدالت و رفع محرومیت» اشاره می‌کنند. ایشان همین معانی را با الفاظ دیگری ازجمله پیشرفت، افزایش ثروت ملی و رفع فقر هم به کار برده‌اند. معظم له در بیانات متعدد دیگری بر یک اصل کلی دیگر در تمام عرصه‌های نظام اسلامی، ازجمله اقتصاد، تأکید دارند و آن اصل «عزت و استقلال» است. در ادامه به تبیین این سه مؤلفه در بیانات ایشان خواهیم پرداخت:

ما وقتی به‌صورت کلان به زمینه‌ی اقتصاد اسلامی نگاه می‌کنیم، دو تا پایه‌ی اصلی مشاهده می‌کنیم. هر روش اقتصادی، هر توصیه و نسخه‌ی اقتصادی که این دو پایه را بتواند تأمین کند، معتبر است. هر نسخه‌ای هر چه هم مستند به منابع علی‏الظاهر دینی باشد و نتواند این دو را تأمین کند، اسلامی نیست. یکی از آن دو پایه عبارت است از «افزایش ثروت ملی». کشور اسلامی باید کشور ثروتمندی باشد؛ کشور فقیری نباید باشد؛ باید بتواند با ثروت خود، با قدرت اقتصادی خود، اهداف والای خودش را در سطح بین‌المللی پیش ببرد. پایه دوم، «توزیع عادلانه و رفع محرومیت در درون جامعه‌ی اسلامی» است. این دو تا باید تأمین بشود. و اولی، شرط دومی است (بیانات در دیدار مسئولان اقتصادی و دست‌‌اندرکاران اجرای اصل ۴۴ قانون اساسی، 1385/11/30).

اسلام یک روش خاص خود دارد. مسلکی در مسائل اقتصادی جامعه‏ی اسلامی دارد و آن سلک را طی می‌کند. اساس سیاست کلی اقتصادی کشور، عبارت است از رفاه عمومی و عدالت اجتماعی. البته ممکن است یک نفر با تلاش و استعدادِ بیشتر، بهره‏ی بیشتری برای خودش فراهم کند. این مانعی ندارد. اما در جامعه فقر نباید باشد. هدف برنامه‏ریزان باید این باشد (۱۳۷۲/۰۵/۱۲، بیانات در مراسم تنفیذ حکم ریاست‌جمهوری).

اجرای عدالت و رفع فقر

ایشان عدالت را جزء اساسی‌ترین اهداف و اصولی معرفی می‌کنند و بیان می‌دارند:

در نظام اسلامی، رفع فقر و محرومیت، در شمار هدف‌های طراز اول است و پایبندی به اصول انقلاب، بدون مجاهدت در راه نجات مستضعفان و محرومان، سخنی بی‏معنی و ادعایی پوچ است (۱۳۶۹/۰۳/۱۰). به نظر ما عدالت، کاهش فاصله‌های طبقاتی است، کاهش فاصله‌های جغرافیائی است. این‌جور نباشد که اگر یک مرکزی، یک استانی، یک شهری، یک کوره‌ده‌ای از مرکز دور است، در یک نقطه‌ی دور جغرافیائی کشور قرار گرفته است، دچار محرومیت باشد؛ اما آنجائی که نزدیک است، برخوردار باشد؛ این عدالت نیست. هم فاصله‌های طبقاتی باید برداشته شود، فاصله‌های جغرافیائی باید برداشته شود، هم برابری در استفاده‌ی از امکانات و فرصت‌ها باید به وجود بیاید (بیانات در دیدار زائران و مجاوران بارگاه حضرت علی بن موسی الرضا، 1388/01/01).

عدالت و رفع محرومیت در بیانات رهبر معظم انقلاب مدظله‌العالی، به‌نوعی یک اصل غالب بر پیشرفت اقتصادی است؛ به‌گونه‌ای که اساساً پیشرفت بدون عدالت فاقد ارزش مورد انتظار است:

اولاً در مورد اقتصاد، اعتقاد ما این است که پیشرفت اقتصاد کشور، باید همراه با عدالت باشد؛ ما اقتصاد منهای عدالت را قبول نداریم؛ یعنی انقلاب قبول ندارد؛ نظام جمهوری اسلامی قبول ندارد. باید مراقبت بکنید که فاصله‌ی طبقاتی پیش نیاید؛ فقرا پامال نشوند؛ این‌ها جزو مسائل اساسی در برنامه‌ریزی‌های کلان اقتصادی ما است (بیانات در دیدار رئیس‌جمهور و اعضاى هیئت دولت، 1394/06/04). فلسفه‌ی وجودی ما، عدالت است. این‌که ما برنامه‌ی رشد اقتصادی درست کنیم و بگذاریم بعد از حاصل شدن دو، سه برنامه رشد اقتصادی، به فکر عدالت بیفتیم، منطقی نیست. رشد اقتصادی باید همپای عدالت پیش برود؛ برنامه‌ریزی کنند و راهش را پیدا کنند (بیانات در دیدار مسئولان و کارگزاران نظام جمهوری اسلامی، 1385/03/29).

نظام اسلامی معتقد به یک جامعه ثروتمند است، نه یک جامعه فقیر و عقب‌مانده. معتقد به رشد اقتصادی است؛ ولی رشد اقتصادی برای عدالت اجتماعی و برای رفاه عمومی، مسئله اوّل نیست. آنچه در درجه اوّل است، این است که فقیر در جامعه نباشد؛ محروم نباشد؛ تبعیض در استفاده از امکانات عمومی نباشد. هر کس برای خودش امکاناتی فراهم کرد، متعلّق به خود اوست. اما آنچه عمومی است – مثل فرصت‌ها و امکانات – متعلّق به همه کشور است و باید در این‌ها تبعیضی وجود نداشته باشد. معنی ندارد که یک نفر پای خود را بگذارد روی دوش مأمورین دولتی و با ترفند و خدای ناکرده با اِعمال روش‌های غلط، امتیاز بگیرد، رشدی افسانه‌ای بکند و بعد بگوید: «آقا، من ثروت را خودم به دست آورده‌ام.» در نظام اسلامی، چنین چیزی را نداریم. ثروتی که بر پایه صحیحی نیست، از اصل نامشروع است (بیانات در مراسم تنفیذ حکم ریاست‌جمهوری، ۱۳۷۲/۰۵/۱۲).

پیشرفت و رفاه عمومی

رهبر معظم انقلاب مدظله‌العالی در خصوص ثروتمند کردن جامعه و بهبود رفاه عمومی هم یادآور می‌شوند که اساساً آبادی و پیشرفت در گرو بهبود رفاه عمومی و وضعیت معیشتی مردم است:

(امیرالمؤمنین علیه‌السلام) می‌فرماید: «و انّما یؤتی خراب الأرض من اعواز اهل‌ها»؛ ویرانی زمین از تنگدستی مردم زمین حاصل می‌شود؛ یعنی وقتی مردم تنگدست بودند، زمین ویران می‌شود. حضرت این را به‌عنوان یک نکته‌ی فلسفی بیان نمی‌کنند؛ به‌عنوان یک واقعیت بیان می‌کنند… . می‌گویند سرزمینی که تو داری به آنجا می‌روی، اگر توانستی مردمش را ثروتمند کنی، آباد خواهد شد؛ اما اگر مردم را فقیر نگه داشتی یا فقیر کردی و نتوانستی، این سرزمین هم آباد نخواهد شد؛ ویرانه خواهد ماند. مردم هستند که باید با نشاطِ خودشان و با توانایی‌هایی که پیدا می‌کنند، سرزمینشان را آباد کنند. ابتکار آحاد مردم است که همه جای زمین را آباد می‌کند (۱۳۸۳/۰۸/۲۰، بیانات‌ در دیدار رئیس‌جمهور و اعضای هیئت دولت).‌‌

 عزت و استقلال

یکی دیگر از اصول و مؤلفه‌های غالب بر فعالیت‌های اقتصادی این است که هرگونه فعالیت اقتصادی که به عزت و استقلال جامعه اسلام آسیب وارد کند، مطلوب اسلام نیست:

یکی از الزامات ما این است: هر الگوی پیشرفتی بایستی تضمین‌کننده‌ی استقلال کشور باشد؛ این باید به‌عنوان یک شاخص به حساب بیاید. هر الگویی از الگوهای طراحی شونده‌ی برای پیشرفت که کشور را وابسته کند، ذلیل کند و دنباله‌رو کشورهای مقتدر و دارای قدرت سیاسی و نظامی و اقتصادی بکند، مردود است. یعنی استقلال، یکی از الزامات حتمىِ مدل پیشرفت در دهه‌ی پیشرفت و توسعه است. پیشرفت ظاهری – با وابسته شدن در سیاست و اقتصاد و غیره – پیشرفت محسوب نمی‌شود. امروز هستند کشورهایی – بخصوص در آسیا – که ازلحاظ فناوری، ازلحاظ دانش، ازلحاظ مصنوعات، پیشرفت‌های ظاهری دارند؛ خیلی از جاهای دنیا را هم تصرف کرده‌اند؛ اما وابسته‌اند، وابسته‌اند. ملت و به‌تبع آن‌ها دولت، از خودشان هیچ نقشی ندارند: نه در سیاست‌های جهانی، نه در سیاست‌های اقتصادی عالم و نه در طراحی‌های مهمی که در عرصه‌ی بین‌المللی موردتوجه است. دنباله‌روند؛ غالباً هم دنباله‌رو آمریکا. این پیشرفت نیست و ارزشی ندارد. (بیانات در دیدار استادان و دانشجویان کردستان‌ – 1388/02/27)

نوشته مرتبط

Leave a Comment

تصویر بالا و پایین صفحه
Layer _white
علوم انسانی اسلامی از اندیشه تا زندگی